تبليغاتX
حق و صبر - منطق استاد - ۲

ناصر پورپیرار، رسول جعلی!

حقیقتی که در خاطرات نورالدین کیانوری از سوی اندک خوانندگان ساده‌انگار و سطحی ناصر بناکننده نادیده گرفته شده، پرووکاتور و شارلاتان نامیده شدن این مورخ‌نما توسط اوست. تقریبا هیچکس به این بخش از خاطرات خادم ارشد شوروی سابق توجه نکرده، با وجود اینکه کیانوری مهمترین مهره کمونیست ها در ایران بوده و مقامات بالای اتحاد جماهیر شوروی هدایت چندین ساله حزب توده را به او سپرده بودند. او آدمی معمولی نبوده و با تجربه بسیارش به این حقیقت دست یافته که پورپیرار یا دیوانه، و یا پرووکاتور است، و اینرا هم بی‌شک به دستور دهنده‌اش گزارش کرده. با این وجود، معنای پرووکاتور هرچه باشد، یکی‌اش تحریک کردن جمع با هدف اغتشاش، فتنه و تخریب، در راستای منافع گروه یا سازمانی خاص است. علاوه بر این و با وجود همه این دانسته‌ها، برای فردی که زمانی انبوه نشریات حزب توده را چاپ می کرده، پس از نابودی حزب توده، برگزیدن رییسی جدید با هدف ایجاد تحریک و فتنه ای تازه، نمی بایستی کار سختی بوده باشد. این گمانه خود به روشنی معلوم می کند چرا ناصر بناکننده دست به تحریک و تخریب این و آن می زند و نقش رسولی روشنگر با چهره‌ای معصوم را بازی می کند.


تعجب برانگیزتر اینکه برای برخی خوانندگان وبلاگ، دانستن نام هکر و اینکه او سیبیلو است یا ریشو، خانم است یا آقا، مهمتر از تغییر نام ناصر بناکننده به ناصر پورپیرار است. تقریبا هیچ کس نپرسیده چرا این فرد نامش را عوض کرده و چرا ناگهان پس از انقلاب با افول بخت جماعت خادم شوروی، بجای رفیق، عنوان ناریا، نارینا و رسول را برای خود برگزیده. اصلا چه لزومی دارد آنکه داعیه حق و صبر دارد و صبح تا شام یهودیان را متهم به جعل می کند، خودش با عناوین جعلی اینور و آنور پیام بگذارد و کینه توزانه ناقدانش را حقیر و خوار کند، و یا به این و آن حمله کند؟ آیا حق به چنین رسولی نیاز دارد:

Image and video hosting by TinyPic
تصویر بخشی از پیام ارسالی ناصر پورپیرار، با هدف تبلیغ برای خودش، با هویت جعلی رسول! 

"مردک خالی بند مهمل گو. بالاخره مجبورت كرديم كه گورتو گم كنی و بری باز يه جای ديگه و مثل فواحش با يه اسم ديگه دكونتو پهن كنی. پیشنهاد میكنم این دفعه اسمتو بذار پری خوشگله. اون ممه رو لولو برد. یادت باشه همون جور كه استاد بزرگ پورپيرار كل دكون اون ايران شناسی يهودی را برچيد ..."


این تکه متن را شاید بتوان مودبانه ترین نوشته ارسال شده از سوی این فرد ناشناس دانست که در انجمنهای پیشین پرشین تاک با عنوان جعلی رسول، به جای نصیحت و هدایت، به حقیر کردن و ناسزاگویی به کاربران مشغول بود و صندوق پیامهاش سرشار بود از خشم و کینه این و آن. برای کاربران قدیمی پرشین تاک، این فرد بسیار آشنا، کسی نیست جز ناصر پورپیرار. اشتباه پورپیرار این بود که پس از ساخت این هویت جعلی، به استفاده از ایمیل آدرس جعلی ادامه داد و هنوز هم ایمیل های ارسالی به این آدرس زیر، به دست استاد خواهند رسید:


Image and video hosting by TinyPic
تصویر صفحه مشخصات گرداننده هویت جعلی، با آدرس ایمیل استاد ناصر پورپیرار!


و اما اشباه دوم استاد، نادانی‌اش در انتخاب کلمه رمز برای این هویت جعلی بود. تقریبا هر ناقص العقلی می داند که کلمه رمز در اینترنت نباید درست مانند نام کاربری باشد. با این اشتباه، که به درستی نشانگر اقتدار حق، در نمایاندن جاعلان و تبلیغاتچی‌های شیرین سخن در هر زمانی است، صندوق پیامهای این استاد جاعل و ده‌ها و صدها پیام خشمی که از سوی کاربرای حقیر شده در پاسخ این رسول دروغین ثبت شده بود، گشوده شد:

Image and video hosting by TinyPic
تصویر پاسخ یکی از خوانندگان، در نقد هرز نوشته های شخصیت جعلی


با بررسی محتوای متن بسیاری از پیامهای استاد روشن شد که بناکننده، برای تبلیغ خود و کتابهاش، شروع کرده به تبلیغ برای استادی بنام پورپیرار، به قیمت ناسزاگویی و تحقیر هر جنبنده‌ای در اینترنت، با هدف تحریک این و آن، در پناه هویت جعلی رسول! باید گفت که ممکن نیست فرد دیگری از این آدرس استفاده کرده باشد، چون پیامهای تایید و غیره این انجمن به صندوق پستی اصلی قید شده فرستاده شده‌اند و در صورت استفاده نفر سومی، پورپیرار حتما از این شخصیت جعلی آگاهی داشته، همانطور که هنوز هم چند هویت و وبلاگ جعلی شخصی و همکار هم دارد و همچنان این آدرس را به دوستان بنیاد اندیش سبکسرش می دهد. با وجود این خصوصیات، به درستی معلوم نیست هدف واقعی او چیست. ارباب و دستوری جدید، یا عقده و خشم ناشی از حادثه‌ای در زندگی غیر حرفه‌ایش که ناگهان باعث شده این تبلیغاتچی بد اخلاق حزب توده اینگونه تیشه به تاریخ تکه پاره ایران زند و جماعت سطحی خرافاتی را، هرچند برای تاریخ مصرفی کوتاه، دور خود جمع کند. حقیقت اینست که او نمی تواند گونه دیگری باشد، پورپیرار ذاتا کینه توز و فتنه جوست و برای تحریک و ایجاد آشوب هر موجودی را تحقیر خواهد کرد، آنهم پیامبرگونه، در شکل و شمایل رسولی روشنگر:


چهارشنبه ۲۲ خرداد۱۳۸۷ ساعت: ۱۳:۱۸ توسط:ناصر پورپیرار
آقای محمد خواه. با به کارگیری هر نوع روش نادرست جدا مخالفم[!]. آن ها با توسل به سرقت و نیز فحاشی از دهان گشادشان، خشم خود را نسبت به انتشار حقیقت و فرهنگ اورشلیمی خود را به نمایش گذارده اند و ظرایف پنهان مانده ی چندی را بر اهل نظر در این ماجرا روشن کردند. این یک پیام جدی است که همراهان این وبلاگ و دوستان بنیان اندیش نباید به هیچ سایت و وبلاگ مخالف با قصد مدافعه و گفت و گو وارد شوند، زیرا اگر عقل و منطق بر دشمنان این مباحث تاثیر می گذارد، یک بار دیدن مستند تختگاه هیچ کس و خواندن یکی از این یادداشت ها برای هدایت شان کافی بود. ما با یهودیان جاعل و بی فرهنگ و فاقد شرفی مواجهیم که ماهیت تاریخی و نحوه ی کارکردشان را می شناسیم. تبادل اندیشه با این گروه چنان که قرآن می فرماید بی فایده است. امیدوارم این توصیه جدی گرفته شود.


به عبارتی ساده تر، شاگردان بنیان اندیش مکتب استاد جاعل، از نظر ایشان توانایی نظر دادن و مباحثه ندارند و استاد مجبور شده برای توقف گفتگوی یاران فرهیخته و بنیان اندیش دست به دامان دستورات قرآنی شود! به عبارتی بازهم ساده تر، اصولا همه وبلاگها یا افرادی که خلاف نظر استاد را منعکس کنند، یهودی جاعل و بی فرهنگ و فاقد شرف اند، و ممکن نیست جز اینها فرد دیگری استاد را نقد کند!

و چه سست است خانه عنکبوت.


+ نوشته شده توسط شاپور اردشیران در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 0:39 |