تبليغاتX
حق و صبر - پرسش و پاسخ

پاسخ به نوشته های دوستان و دشمنان.

نویسنده: سهند، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۸:۲۶ بامداد
حرامزاده های مغز پوسیده: این کارهای کودکانه تان بهترین سند ضعف شما ست والا شمائی که پشتوانه امپراتوری ۲۵۰۰ ساله را پست سرتان دارید و هشتاد سال است که با صرف بیلیون ها دلار تبلیغات می کنید چرا از نوشته های یه سایت اینهمه واهمه دارید؟ اگر فکر می کنید که نویسنده این سایت دروغ پراکنی می کند ایا این به نفع شما نیست که این "دروغگو" را به حال خویش بگذارید که مردم بهتر به شناسندش؟ پس معلوم است که خودتان هم بهتر از همه می دانید که از زیر این سیل دروغ بر افکن زنده بیرون نخواهید آمد. از احمقی تان خیلی خوشم آمد.

پاسخ:
جناب سهند، سپاس از شما برای این همه فرهیختگی. مگر ما دست و پای این روشنفکر "دروغگو" شما را بسته ایم که می گویی او را به حال خودش رها کنیم؟ پورپیرار آزاد است و هنوز هم دارد با خشک مغزی و یکدنگی بی سابقه ای هنر نمایی می کند. "استاد" در واپسین تحقیقاتش دست به جیب شده و با کمک مالی "موسسه احرار" شیراز و یک سری دانشجوی سرگشته مشهدی، که از نبود وسایل و موقعیت شایسته و بایسته تحصیلی رنج می برند، از سر بیکاری با ساخت ویدیو کلیپ، به تخت جمشید حمله ور شده اند. از احمقی یا دانایی کسی خوشحال نباش، به ریش آنهایی بخند که "نظریه" خود را "اصل و قانون" می پندارند و بر پایه آن خود را موظف به گستاخی و دشنام گویی می دانند. از آن بدتر، در قالب مذهبی ادای امامان را بازی می کنند. نظرت چیست؟

نویسنده: sadegh، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۹:۱ بامداد
این اوج ضعف، تناقض ،حقارت و تهیدستی شما را می رساند اگر شما راست میگوید وقصد دارید تناقضات استاد پور پیرار را آشکار کنید که البته این نیز خواسته و آرزوی ماست وبلاگی مستقل و آبرومند با عناوین واسامی و تصویر ی حقیقی از خود بر پا کنید و بصورت مستدل ،محکم و با دلیل و مدرک تنقاضات ادعایی استاد پورپیرار را در صورت بودن آشکار کنید . اما با این حرکت شما ثابت می شود که ایشان بر حق وشما باطل هستید چرا که نه تنها تناقضات نظریات وی را آشکار نکردید بلکه مشتی تهمت و انگ به وی چسپانده وبا حرکتی ناجوانمردانه وبلاگ وی را بطور موقت مسدود نمودید شما حاضرید به هر قیمت که شده این قلم را شکسته واین اندیشه را خاموش کنید [.... ] درآخر از سخنان استاد پورپیرار وام میگیرم وبه شما میگویم شاید بتوانید از سرعت این سیل حقیقت کمی بکاهید اما جلوی آنرا نمی توانید بگیرید
البته نمی دانم این پیغام را نیز مانند انبوه پیغام های دیگری که نشان نداده اید حذف خواهید کرد یا خیر؟
یا حق

پاسخ:
صادق گرامی، این عدم دانش فنی و تهیدستی فرهنگی پورپیراریان را می رساند. شما سند استاد بودن پورپیرار را اول بیاور. استادت پورپیرار حتا نوشته های نوچه‌های خود را هم تایید نمی کند، چه رسد به پاسخ نقد دیگران. کاش همراه من بخش "نظرات تایید نشده" وبلاگ این به اصطلاح استادت را می دیدی، تا می فهمیدی چطور شاگردان و تلمیذان این نادان استاد، با نوشته هایی مملو از ترس و وحشت، پرسش کنان علت تایید نشدن نظرات خود را جویا می شدند. "یاشار آیدین" که برای استاد هوستینگ وب تهیه کرده، "اتفاق" و احرار شیراز که پول برای ویدیو کلیپ ضد ایرانی داده اند، هیچکدام از شلاق محبت استاد در امان نبوده اند. معلوم نیست این جماعت مازوخیست چطور ایشان را استاد صدا می زنند با اینکه بسیاری از نظرهای ایشان در وبلاگ این نادان مرد تایید نشده باقی مانده. سخن از نقد مستدل بمیان آوردی، نوشته های داریوش کیانی را که پاسخ دادید، بیا با همدیدگر بحث کنیم. بعد اینطرف و آنطرف سخن از دلیل و مدرک و سند بیاورید. نظریه را نمی توان اصل دانست. آخرین بار بخاطر می آورم چطور این نادان مرد درباره دروغین بودن لباس برجای مانده از عهد ساسانی در موزه پاریس سخنوری کرده بود و نظریه آیه گونه صادر کرده بود. با مقایسه نشان سیمرغ بر صدها شیئ بازمانده از دوره ساسانی، نقش لباس خسرو پرویز بر طاق بستان و نقاشی یافته شده دیوار افراسیاب در سمرقند و یکسان بودن همه شان، بخاطر وجود نشان سیمرغ، پورپیرار سکوت اختیار کرد. پورپیرار توان پاسخگویی به نقد را ندارد، نقد او را دیوانه می کند. این خودش ثابت نمی کند که حق جای دیگری است؟


نویسنده: دوستتدار حقانیت، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۹:۳۸ بامداد
بسيار عالي بود پورپيرار همه تلاشش را كرده است بنابراين بودن او ديگر هيچ دليلي ندارد.انشا ا... به مانند اجداد ايراندوستت هميشه موفق و پيروز باشي ضمناً در راه مباركي كه پيش گرفته اي فقط سعي كن كه به ذلالتهاي اشخاصي چون سهند پان ترك ( پان الاغ)و ديگر شاگردان اين توده اي كثيف و بي دين كه بشكل فحشهاي مركب و قافيه دار!!! بروز مي كند ، با نگاه عاقل اندر سفيه نظاره كرده و به آنها بخندي.
يقيين داشته باش كه راهي راكه پيش گرفته اي درستترين راههاست.

پاسخ: دوستدار حقیقت گرامی، نانشان را آجر خواهیم کرد. سکوت دیگر شایسته نیست. سپاس از تو. می نویسند، پاک می کنیم.




نویسنده: عقیق، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۹:۵۷ بامداد
آنقدر احمقید که گمان میکنید بازگرداندن وبلاگ استاد ممکن نیست. بابا نفهم ها حالا عصر ارتباطات است. با یک کلیک همه چیز درست میشود.

پاسخ:
و با یک کلیک هم پاک می شوند! جناب عقیق، با استادت باید قانون عصر ارتباطات را بیاموزی: دموکراسی و احترام به خوانندگان. و یا اینکه بجای آموختن آن، بهایش را پرداخت کنی: پاک شدن هرزنوشته ها. مانند امروز.



نویسنده: رحمانی، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۲ بامداد
با سلام خدمت همگی
مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ
به یاد پوریم زدگان و رخداد پلید و ویرانگر پوریم و به امید شناخت کامل پوریم و مشرکان پوریم ساز
باید به استاد خستگی ناپذیر و ابرمرد تاریخ شرق میانه یعنی استاد پورپیرار هزاران آفرین گفت
چرا که شما را به چنان فلاکتی انداخته که به خاطر بی جوابی و ابلهی با بی شرمانه ترین روشها با او برخورد می کنید
ای پارس کنندگان باوفا
گیریم حرف شما درست آیا این نیمه ساخت بودن معبد سلیمان را توجیه می کند!!!!!!!!!!!!!!!!
از این درد لاعلاج خواهید مرد؟؟؟؟؟؟؟؟
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
در وعده کمک خدا به مومنان شکی نیست
با تشکر فراوان.

پاسخ:
جناب رحمانی. ببخش مرا، ولی شیوه نوشتارت مرا به یاد فرقه امام پرستان انداخت. آنانکه هر روز بجای خدا، امامان را ستایش می کنند. امیدوارم که اشتباه کرده باشم. سخنانی از قرآن کریم آوردی، سپاس. ولی نادانی و اصرار و یکدندگی پورپیرار هم درست آدم را به یاد حلقه های فلزی می اندازد که به گردن مشرکان آویخته شده، آنانکه فقط یک سوی را نظاره می کنند و سرشان توان چرخیدن برای دیدن دیگر زوایا را ندارد. پرسشی دارم جناب رحمانی، قرآن برای پرستش است، یا روش درست زندگانی‌ست که برای عرب صحرا نشین فرستاده شده؟

در ضمن نیمه ساخته بودن معبد سلیمان، یا ناتمام ماندن جاهایی در تخت جمشید، با بدبینی و عقده گشایی تفسیر نمی شوند. عقلی سالم، چشمانی پاک و روانی شسته از کینه توان بررسی این حقایق را دارند، که هیچکدامشان در پورپیرار وجود ندارد.

نویسنده: عقیق، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۳۱ بامداد
دوستان میتوانند برای ادامه نوشته های استاد بآدرس زیر رجوع کنند. بزودی در این آدرس تمام وبلاگ بازسازی خواهد شد.
www.naria5.blogfa.com


پاسخ:
جناب عقیق، سپاس از اینکه جای جدید را نشانمان دادی. یاوه گویی در هرجایی که باشد باید پاک شود.


نویسنده: بابك، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۴۵ بامداد
آقاي محترم
من الان 30 سالمه، يك عمر دروغهاي شما رو خوندم ولي هميشه ميدونستم اين دروغها با واقعيت سازگار نيست. حالا يه نفر پيدا شده راست ميگه آخه چتونه بابا؟؟؟ شما كه دم از دموكراسي و آزادي بيان ميزنين. واقعا با اين كاراتون بدبختي و بخت برگشتگي خودتان را مي رسانيد. همتون بريد به جهنممممممم...
اگه تونستي معني كورش داريوش و همين فاميلتو به من بگي پيش من جايزه داري... آفرين پسر خوب ببينم چيكار ميكني

پاسخ:
بابک گرامی. در کل تاریخ ایران هنوز یک نفر پیدا نشده همه واقعیت ها را بداند، شما چطور توانستی در این ۳۰ سال همه چیز را بفهمی؟ هر روز که می گذرد چیز جدیدی کشف می شود. در سی سال پیش هم بسیاری از نظریه های تاریخی پیرامون گذشته دور ایران گنگ و نامفهوم بود. یکی دونفر نشستند و نوشته های آنطرفی ها را ترجمه شکسته بسته کردند، تازه استاد پورپیرار، خروس وار، با غلطهای املایی که از این دوستان یافت تصورکرد تصویر تاریخ ایران همان است که این دوستان نوشته اند، پس دون کیشوت وار بجان آن نوشته ها افتاده و خود را رسولی روشنگر با سپاهی سفید پوش می بیند که با موسیقی عربی، پس از پیروزی بر آسیاب ها، شمشیر بر بالای سر گرفته و لنگان لنگان دور خود می چرخد.

ضمنا، سخن از دموکراسی میان نیاور، آن کسی که باید دموکراسی بیاموزد پورپیرار است، که حتا نظر دوستان صمیمی و سرسپرده خودش را هم در وبلاگ تایید نمی کند. باور نمی کنی بگو تا نمونه هایی از نظر و گله های دوستانش را برایت همینجا بیاورم. علاقمندی؟



نویسنده: مجتبی، یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۱۷ بامداد
من میدونم چرا وبلاگ استاد هک بیفایده شد. چون که یک نفر با نام فضول از آنتن پرسیده بود:
جناب آنتی چرا روی آمار وبلاگت پسورد گذاشته ای ؟
ضمنا در صورت امکان عکسی هم از خودتان در وبلاگ نصب نمایید.
ممنون می شوم ترتیب اثر دهید.
یک نفر دیگه به نام عتیق به جای آنتن جواب داده بود:
آخه اگه عکسشو بذاره بلافاصله براش کامنتهای این جوری میاد:
آهای یعقوب. سر بابات وبلاگ هم که زدی؟ چرا پول منو نمیدی؟ میرم کنیسه پیش خاخام شکایت میکنم ها.
همین دو کامنت موجب شد به رگ کنیسه بربخوره و هکرهاشو بفرسته جلو. این طور نیست آقای یعقوب حق نظر اوهب؟ که اسم آنتن رو خودت گذوشتی؟

پاسخ:
مجتبی، سپاس از تو. من که نفهمیدم منظورت از "هک بیفایده" چیست. گمان کنم منظورت پاک کردن فحاشی نامه پورپیرار است که اگر همین است، فایده اش اینست که رهروان پورپیرار به خودشان می آیند و می بینند رسول ضعیفشان با آن ویندوز درب و داغانش، ابزار مناسبی برای گسترش فحاشی هاش ندارد. مجتبی، دوست عزیز. مذهب ترازوی سنجش انسان نیست. ماجرای یهود و عرب همانقدر برای من ارزش دارد، که دعوای روسیه و اوکراین. من کاسه داغتر از آش نیستم که بیهوده خود را عرب بپندارم و در این وضعیت، مثل تو و بسیاری از نفوس سرگشته در بحران هویت، ناگهان یکسوی دعوا را بچسبم و لبه پیکان را بسوی آن یکی نشانه بروم. صهیونیست حقه باز است؟ باشد. ما تا خودمان عددی نباشیم و آدم نشویم، بیهوده نباید سناریوی سرگشتگان دیوانه ای مانند پورپیرار را بازی کنیم. پورپیرار دیوانه است. دوست و دشمنش را نمی شناسد. عقده ای سرکوب شده است. به همین علت، و به هدف مبارزه با صهیونیست، من دنبال چنین افرادی راه نمی افتم. مبارزه با صهیونیست، آنگونه که سرگرمی شبانه روزی تو و دوستانت است، نباید با قیمت به استهزا گرفتن گذشته ایران و توهین به اقلیت یا اکثریت های ملی انجام شود، آنهم به روش کینه توزی بنام پورپیرار.

 
+ نوشته شده توسط شاپور اردشیران در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 20:0 |